ه‍.ش. ۱۳۸۷ شهریور ۷, پنجشنبه

سه هزار و چند صد رزمنده در خطرند. اسماعیل وفا یغمائی



سه هزار و چند صد رزمنده مجاهد و مبارز در خطرند
اسماعیل وفا یغمائی
سه هزار و پانصد و اندی رزمنده در قرارگاه اشرف در خطرند.به این فکر کنیم. بهمن امسال که برسد سی سال از شروع حکومت آخوندها می گذرد و تعداد زیادی از این مبارزان مجاهد یا فقط مبارز، به اندازه طول همین سی سال، سی سالی که فردوسی بزرگ می توانست جلد دوم شاهنامه اش را تمام کند با آخوندهای حاکم بر ایران به شیوه خودشان مبارزه کرده اند.
ممکن است که ما خیلی زیاد از شیوه مبارزه آنان خوشمان بیاید، و یا خیلی زیاد خوشمان نیاید ولی فکر می کنم مبارزه با حکومتی جبار و خونریز، که چندان لازم نیست از سیاهکاری هایش گفته شود قابل احترام و قابل ستایش است و کسی دلش نمی خواهد بلائی بر سر آدمهائی که سالها و سالها مبارزه کرده اند نازل شود آنهم از طرف اخوندهای حاکم. اگر کسی از نازل شدن این بلا خوشحال شود بدون تعارف می تواند برود و با مقام معظم رهبری و رئیس جمهور احمدی نزاد لبخند زنان عکس یادگاری بگیرد و بزند به دیوار
خانه اش و به اعتبار و حیثیت!! خود بیفزاید.
این سه هزار و پانصد و اندی یا بیشتر ویا کمتر در معرض خطرند. ممکن است کسانی فکر کنند که خطر چندان بزرگ نیست! ممکن است بیاندیشیم که مجاهدین از مرگ نمی ترسند و از اول به دنبال عاشورا بوده اند و شهادت یکی از «احدی الحسنین» آنهاست. ممکن است کسانی فکر کنند خود اقا مولا علی سوار بر دلدل به کمک انها خواهد آمد و یا مولا امام زمان مددی خواهد نمود. ممکن است که فکرهای دیگری بکنیم. ممکن است ماجراهائی در شرف جریان باشد که ما خبر نداشته باشیم و انشالله تعالی همه چیز بخیر و خوشی بگذرد ولی تا جائی که من می فهمم و تا جائی که اوضاع عراق را دنبال میکنم در شرائط کنونی رزمندگان اشرف در خطرند. اگر ماجرائی که در جریان است یعنی تحویل حفاظت از اشرف به دست نیروهای عراقی، مثلا در هلند یا آمریکا در جریان بود و یک دولت مهاجم می خواست هلند را ترک کرده و زمام کار مجاهدین را به دست دولت هلند بسپارد حرفی نبود و حق بود، ولی سپردن حفاظت اشرف به دست نیروئی و دولتی که طبعا راه نفوذ و توطئه های ملایان جبار و پلید حاکم بر ایران را برای نابودی و کشتار مجاهدین باز می کند یک فاجعه است. آخوندهای پلید حاکم تا کنون که حفاظت در دست نیروهای آمریکائی بود برای کشتار اهل اشرف چه کوتاهی کرده اند تا از این پس کوتاهی نکنند . در اینجاست که باید صحنه فاجعه ای انسانی را دید که چند هزار مجاهد و مبارز سالها جنگیده برای آزادی، وبخشی از سرمایه انسانی و سیاسی و نظامی ارزشمند و فرهیخته مردم ایران در معرض تطاول و تهاجم بی سر و پا ترین و سنگدل ترین مزدوران دربار ولایت فقیه قرار خواهند گرفت همان مزدوران آستان سیاه ولایت فقیه، و همان پلیدانی که نمونه های بیحرمتی ها و بی عصمتی های آنان نسبت به حتی اجساد بیجان برخی زنان شهید مجاهد خلق در زیر آفتاب سوزان مرداد سال هزار سیصد و شصت و هفت در چشمان خورشید تفته فراز دشتها و تنگه های اطراف کرمانشاه ثبت شد و چون بغض تلخی در گلوهای زندگان ماند. اینانند که بفرمان فقیه پلید دندان بر دندان و تیغ بر سنگ می سایند تا در فاجعه ای دیگر خون مجاهدین و مبارزین مستقر در اشرف را بریزند و بدینسان چیزی ممکن است رخ بدهد که به نفع هیچکس جز ملایان پلیدی که ایران را به تباهی و سیاهی آلوده اند نخواهد بود.
سه هزار و پانصد چریک مجاهد و مبارز در معرض خطرند. اطمینان داشته باشیم که خطر جدی است!.
اطمینان داشته باشیم مجاهدین البته از مرگ هراسی ندارند ولی عاشورائی دیگر در سال 2008 میلادی به نفع ملت ایران نیست که مردم ایران هم عاشورا و هم شام غریبان خود را پشت سر دارند ونیز دوران پیش از عاشورا نه سی سال که دو سه روز بیشتر به طول نیانجامید! و زندگی سه نسل را طلب ننمود! و خون چند ده هزار رزمنده را برسراسر ایران فرو نریخت وبر این پایه هنگام آنست که به حکومت جبار خاتمه داده شود و ایران به یاری تمام فرزندانش در راه بهروزی به پیش رود
اطمینان داشته باشیم معجزه ای رخ نخواهد داد و متاسفانه دوران ظهور مقدسان بر فراز تنگه ها و و راهها به پایان رسیده است و تنها همصدائی و نیروی مشترک ماست که می تواند معجزه بیافریند. در شرایط کنونی و برای جلوگیری از فاجعه ای انسانی که حیات و هستی چند هزار تن از مجاهدان و مبارزان اشرف را نشانه رفته است به حمایت تام و تمام از مجاهدان و مبارزان اشرف برخیزیم و فراموش نکنیم آخوندهای پلید، دوران کشتارهای وحشیانه سالهای شصت تا شصت و سه و کشتار چندین هزار نفره تابستان شصت و هفت را از سر گذرانده و در دنیائی که وزن کیسه های طلا و بده بستانهای تجاری به شرف و حیثیت بازیگران دنیای سیاست اعتبار می دهد می توانند باز هم اگر بتوانند بکشند و خون بریزند . اختلاف عقاید و نظرات بجای خود که البته شب دراز است و قلندر بیدار، ولی به عنوان یک دوست و آشنای قلمی بسیاری از ایرانیان دردور از میهن و پناهنده و به عنوان یک شاعر و نویسنده که در حال گذراندن دهه سوم دوری از میهن خود در در میان پناهندگان سیاسی است اعلام می کنم با تمام توان در مقابله با این توطئه کثیف در کنار رزمندگان اشرف ومقاومتی که در خارج کشور برای جلوگیری از این توطئه تلاش می کند بایستیم.
بیست و هشتم اوت دو هزار و هشت میلادی
اسماعیل وفا یغمائی